سال جدید هم شروع شد!!!
خدا رو شکر که سال 88 با همه سختی هاش تموم شد. می تونم بگم 88 سخت ترین سال زندگیم بود. پر از استرس و در جا زدن و شکست. وقتی 88 تموم شد نفسی به آسودگی کشیدم. امسال رو با انرژی مضاعفی شروع کردم و تا حالا که گوش شیطون کر خوب بوده امیدوارم تا آخر سال همینطور باشه.
پروژه دیگه کم کم داره تموم میشه .یکی از مقاله هام تقریبا accept شده. خدا بخواد دو تا دیگه هم تا آخر تابستون آماده میشن. هفته ای دو جلسه میرم کلاس فرانسه و یه جلسه کلاس آیلتس. کلاس آیلتس مون خیلی خوش میگذره. یه معلم باحال و شیطون داریم که از همه ما کوچیکتره ولی به همه مون انرژی مثبت میده. سه روز هفته رو که میرم کلاس شبا ساعت 9 میرسم خونه یعنی تقریبا از صبح که میرم دانشگاه تا شب که بیام 12 ساعت بیرونم.وقتی میرسم دیگه مثل جنازه می افتم! اوضاع کمرم هم چندان تعریفی نداره با بدبختی راه میرم و میشینم.امروز رفتم بیمارستان میلاد که وقت MRI بگیرم نوشته بودن تا تیرماه وقتمون پره! دست از پا درازتر برگشتم! خلاصه که سرم خیلی شلوغ تر شده ولی شکر خدا اوضاع روحیم خوبه. با اینکه مدتهاست کاملا تنهای تنهام ولی همین که از شر یه رابطه احمقانه که همیشه خدا رو اعصابم بود راحت شدم خودش مایه شادیه! حالا می تونم با اطمینان بگم که اگرچه تنهایی خیلی سخته ولی به مراتب بهتر از داشتن یه رابطه نامناسبه.
راستی یه مطلبی رو یادم رفت بگم: من خودم رو ابدا وبلاگ نویس نمی دونم. من فقط می نویسم واسه دل خودم واسه به یاد آوردن موقعیتهای مختلف زندگیم .اینجا رو دوست دارم چون برام یادآور روزای خوبه. می نویسم تا پکیده نشه بالاخره مجبور بشم حذفش کنم. پس اگه می بینید اینجا سالی یه بار آپ میشه شاکی نشید.
یا علی
